جنگ سگ ها در افغانستان

بیلی گودچایلد

2008-06-20

پلنگ در کرافتس هیچ جایزه ای نخواهد برد. موهایش نامرتب و گوشهایش بریده شده اند؛ به جای دمش یک تکه گوشت قرار دارد و بدنش در اثر چندین سال جنگیدن پر از زخم است. با این وجود در کابل، پلنگ یکی

از سگ هایی است که جوائز زیادی برده است. بابا شاه شرزایی، صاحب این سگ، به یک تویوتای مدل سرف چهار چرخ محرک گران قیمت اشاره می کن

و می گوید: << من این سگ را با ده تا سرف عوض نمی کنم.>> پلنگ یک سگ جنگنده است و این در کابل به معنای یک کار و کسب عالی است. در مسابقات هفتگی که در بادام باغ، حومه محرومی در شمال غرب کابل، برگزار می شود، برخی صاحب اعتبار و ثروت می شوند

برخی هم هر دو را می بازند. این مسابقات که روی زمین های صاف و خاکی و در مقابل هزاران تماشاچی که از روی تپه های اطراف بازی را نگاه می کنند انجام می شود، حکم مسابقات فوتبال افغانستان را دارد. تماشاچی ها از تمام نواحی کارگر نشین شهر برای تماشای بازی می آیند. با وجودی که سگ ها خون هم را می ریزند ولی این مسابقات معمولا تلفاتی ندارد. مسابقات با درخواست صاحب سگ، و یا وقتی سگی ناله می کند و یا پشتش را به حریف می کند، متوقف می شود. سگ ها وقتی روی دو پای عقبشان بایستند، هم قد یک مرد می شوند، البته با عر

خیلی بیشتر. گوش ها و دم هایشان را می برند تا در مسابقات مجروح نشوند. آقای شرزایی می گوید: <<برای یک سگ خوب می توانی تا 500000 افغانی [تقریبا 7000 پند] پول بدهی و پلنگ یکی از بهترین ها است. در ازای یک مسابقه رده بالا میتواند دو میلیون افغانی ببرد.>> یک کارمند متوسط دولت 30 پوند در ماه درآمد دارد. از این رو، صاحبان سگ ها اغلب فرماندهان سابق ارتش هستند که در زمان نا آرامی ها ثروتی به دست آورده اند. آقای شَرزایی 36 ساله است و قبلا سرباز ائتلاف شمالی ضد طالبان بوده است. او در محافل جنگ سگ ها مورد احترام است و مردها به نشانه احترام

دست او را می بوسند. به خاطر یک مسابقه منحصر به فرد و خشن، جمعیت به شدت هیجان زده می شود. یکی از سگ ها بر پشت سگ دیگری افتاده وخاری قندهاری که داور و صاحب مراسم است، از همه بلندتر فریاد می زند که: << سگ

رو ببینید، بدبخت خوابیده.>> بیشتر تماشاچی ها معتقدند که قندهاری رسما دیوانه است. او کار کنترل جمعیت را هم بر عهده دارد و اگ

تماشاچی ای زیاد به محل مسابقه نزدیک شود، او شلاقش را به آن سمت می برد. شرزایی بی قرار است. هیچ کدام از سگ های او امروز مسابقه ندارند. پلنگ هفته پیش مسابقه داشت و برد؛ سه سگ دیگر در حال استراحت هستند. او می گوید: << کاش امروز سگی برای مسابقه داشتم. من از بچگی سگ بازی کرده ام. در زمان طالبان، آنها به مردم اجازه سگ بازی نمی دادند. به هر حال من آن موقع وق

سگ بازی هم نداشتم. من حسابی مشغول جنگ با طالبان بودم. >> او یک مربی تمام وقت استخدام کرده و سگ ها هم رژیم غذایی خاصی دارند. شرزایی می گوید: << ما صبح ها به آن ها شیر و تخم مرغ می دهیم و برای شام و ناهار هم سر گاوی که در فر پخته باشد. غربی ها می گویند که این کار ظالمانه است ولی خودشان به کشورهای دیگر آدم می فرستند تا بقیه را بکشند. من عاش

سگ هایم هستم و آن ها هیچ وقت همدیگر را نمی کشند. >> راکی بودرو 34 ساله، یکی از معدود تماشاچیان غربی است ،که خود در نیروهای ویژه کانادا مربی سگ بوده است. او می گوید: << به سگ ها غذای کافی داده می شود و آن ها به اندازه کافی چربی در بدنشان دارند و به همین دلیل به هم آسیب نمی زنند. سگ ها این کار را دوست دارند. اگر دوست نداشتند، انجام نم

دادند. وقتی آن ها با هم می جنگند، مردم با آن ها مثل پادشاه ها رفتار می کنند. >> همه این حرف را قبول ندارند. محمد نازی، آخوند یکی از مسجد های اصلی کابل، می گوید: << این کار ظالمانه است. در اسلام آزار حیوانات حرام است و سگ بازی هم ضد اسلام و هم غیر قانونی است.>>

دیدگاه خود را بفرستید ( شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها )

نشانۀ * بیانگر گزینه ای است که پاسخ دادن به آن ضروری است

دیدگاه های خوانندگان

  • سلام ایمیل بابا شاه شزرایی جهت مکاتبه ؟ ممنون

    November 13, 2010 @ 12:11:00PM محمد