-
آموزش شیوه زندگی سالم به کودکان در ازبکستان
-
خیبر پختونخوا به قربانیان سیل کمک می کند
-
قرقیزستان بزرگراه بیشکک اوش را خواهد ساخت
-
مراجع کراچی نظم را به لیاری بازگرداندند
پس از کشته شدن الیبی الظواهری محلی برای مخفی شدن ندارد
الظواهری گزینه های محدودی در مورد محل رهبران سازمان که یکی پس از دیگری سقوط می کنند، دارد.
تحلیل توسط راجح سعید از لندن
2012-06-12
اسامه بن لادن رهبر سابق القاعده قبل از مرگ خود در ماه مه 2011 به دیگر رهبران سازمان توصیه کرد مخفیگاه خود را در مناطق قبیله ای پاکستان رها کرده و بجای دیگر نقل مکان نمایند، چون مخفیگاه های آنان دیگر مکان امنی محسوب نمی شوند.
توصیه بن لادن صحیح از آب در آمد، چون یکی دیگر از رهبران ارشد القاعده، ابو یحیی اللیبی که گفته می شود نفر دوم فرماندهی القاعده پس از ایمن الظواهری باشد روز دوشنبه (4 ژوئن) در این منطقه کشته شد.
نامه بن لادن در پیامی که در ابوت آباد پاکستان در خانه وی کشف شد بر اساس آگاهی وی از اینکه القاعده خسارات سنگینی را در نتیجه سال ها نبرد با نیروهای امنیتی پاکستان و حملات مستمر هواپیماهای بدون سرنشین که ده ها تن از رهبران باتجربه القاعده را کشته است متحمل گردیده بیان شده است.
ایمن الظواهری، جانشین بن لادن، کاملا از تحلیل بن لادن از اوضاع آگاه بود. وی اکنون اولین کسی است که از عواقب این کار رنج می برد، چون می بیند رهبران دیگر با سرعت زیاد کشته می شوند. تقلیل رهبران القاعده الظواهری را از انتصاب جایگزین های دیگر منع می کند و به او زمان کافی برای ارزیابی کسانی که باید جایگزین شوند، نمی دهد. سرعت این تلفات در زمان ریاست الظواهری شاید حتی شدید تر از زمان بن لادن باشد.
اللیبی نقشی که تعداد کمی می توانستند را ایفا نمود
اهمیت اللیبی و اهمیت مرگ وی برای القاعده را می توان در دانش وی از قوانین شرع جستجو کرد که وی را قادر ساخت به عنوان یک عالم مذهبی برای سازمان کار کند. تعداد کمی در سازمان برای کسب چنین موقعیتی واجدالشرایط بودند. اللیبی قوانین شرع را تحت نظارت علمای برجسته موریتانی در دهه 90 میلادی فرا گرفت. طبق گفته رهبران سابق این گروه لیبیایی، اعضای گروه نبرد اسلامی لیبی وی را برای تحصیل فقه فرستاده بودند.
اگرچه اللیبی قبل از اینکه در اواخر سال 2001 هنگامی که طالبان در افغانستان سرنگون شود به پاکستان بگریزد عضو القاعده نبود، در سال 2005 به عنوان یکی از رهبران برجسته القاعده ظهور کرد. پس از اینکه در پاکستان دستگیر شد و به پایگاه هوایی باغرام در سال 2002 منتقل گردید، اللیبی و سه تن از زندانیان در سال 2005 از زندان گریختند. پس از آن وی به القاعده پیوست و شروع به ضبط پیام های ویدئویی و صوتی نمود و به عنوان یک سخنران ماهر که با استفاده از دانش خود از شریعت تاکتیک ها و سیاست های القاعده را توجیه می نمود مشهور شد.
نقش عمومی اللیبی شامل صدور فتوی های مذهبی با قصد توجیه موضع القاعده در مورد بحران های جهان عرب مانند سومالی، عراق، فلسطین و مغرب بود.
وی یکی از سخنگوهای اصلی القاعده در تظاهرات بهار عرب بود که سعی می کرد برای سازمان امتیاز کسب نماید. القاعده به عنوان یک سازمان حاشیه ای که هیچ نقشی در تظاهرات صلح آمیز که در سرنگون کردن رژیم زین العابدین بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر موفق عمل کردند نداشت.
پس از مرگ بن لادن، مشخص شد که اللیبی نقش های دیگری را به نام القاعده ایفا می کرده است مانند متقاعد کردن همپیمانان القاعده برای پیروی از سیاست های سازمان که مردم از آن اطلاعاتی نداشتند.
یکی از مهمترین اقدمات وی نامه انتقادی شدیدی بود که وی با همکاری یکی دیگر از رهبران لیبایی القاعده به نام عطیه عبدالرحمان خطاب به حکیم الله محسود رهبر طالبان پاکستان نوشت. در این نامه به بمب گذاری ها و کشتارهایی که گروه محسود در آن دست داشتند مانند بمب گذاری مساجد و بازارهای عمومی اعتراض شده بود.
اللیبی همچنین گفته می شود به عنوان رابط بین رهبری القاعده در وزیرستان و همپیمانان سازمان در مغرب و سومالی عمل می کرد.
الظواهری در مرحله ای دشوار
الظواهری بسادگی نمی تواند اللیبی که عمدتا به عنوان سرپرست القاعده تحت نظر رئیس القاعده کار می کرد را جایگزین نماید. نقش وی مشابه نقشی بود که توسط یک لیبیایی دیگر به نام عطیه عبدالرحمان که به عنوان کانالی برای همه پیام های بن لادن تا زمانی که وی در اوت 2011 کشته شد، بود.
مرگ وی در وزیرستان باعث شد الظواهری متقاعد شود که نظر بن لادن در مورد خطری که متوجه رهبران القاعده در صورت باقی ماندن در وزیرستان باقی بود صحیح بوده است.
حتی اگر الظواهری از این ارزیابی متقاعد شده بود، برای وی ساده نبود که رهبران سازمان را از وزیرستان خارج کند، چون خروج از پاکستان به معنای قبول شکست القاعده در منطقه ای که به عنوان محل حکومت خود استفاده می کرد، بود.
اگر الظواهری توصیه بن لادن را دنبال کند و رهبران القاعده را از پاکستان به افغانستان منتقل نماید، هیچ تضمینی برای اینکه وضعیت بهتر شود وجود نخواهد داشت. وی احتمالا از سرنوشت صخر الطائفی نفر دوم القاعده در افغانستان که در اواخر ماه مه در حمله هوایی ناتو در استان کونر کشته شد، آگاه است.
عجیب است که بن لادن به رهبران خود توصیه کرده است به کونر نقل مکان کند، چون عقیده دارد بخاطر صعب العبور بودن این منطقه می تواند پناهگاهی که آنان به دنبال آن هستند را تامین کند.







![یک پسر قرقیزستانی روز 12 ژوئن در بیشکک در حال چیدن توت است. توت در آسیای میانه در ماه ژوئن می رسد. [مقصد عثمان علیف]](/shared/images/2013/06/19/kgtree-230_184.jpg?1371637504)
دیدگاه خود را بفرستید ( شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها )
دیدگاه های خوانندگان
من امور جاری را دوست دارم و خبرهای فوری را نگاه می کنم.
من عاشق پاکستانم.
این را دوست دارم.
من فکر می کنم که آنها حق دارند و هیچکس نمی تواند آنها را از افغانستان بیرون کند و سرانجام پیروزی از آن آنها خواهد بود؛ زیرا آنها کسانی هستند که نزد خدای متعال عزیز هستند. خداوند آن کسی است که گشایشگر می باشد!امین ثم امین!
آیا وضعیت در پاکستان واقعا بد است و چرا؟!
من کشور مسلمان دوست دارم.
آنها راست می گویند و آنها در نهایت به آمریکا اولویت می دهند و ناتو هرگز در موقعیتی نخواهد بود که کار آنها را یکسره کند. این حماقتی بزرگ است و هیچ حکومت نهایی وجود نخواهد داشت که چیزی یا کاری که بتواند بکند.