خانواده های تروریست های مرده در بدبختی زندگی می کنند

مصاحبه ها آشکار ساخته اند که انسان دوستان، بستگان و همسایگان کمک می کنند.

نوشتۀ اشفق یوسف زی

2012-06-21

مردان - عبدالله شاه 28 ساله سابقا سیگار و آب نبات می فروخت و پول کافی برای تامین سه فرزندش بدست می آورد.

فیض الله شاه، پدر یک فروشنده کنار خیابانی در ناحیه دچار تروریستم اسکندری کرونا در مردان از منطقه خیبر پختون خوا، گفت: «سال گذشته ناگهان او با فردی ملاقات کرد که او را به پیوستن به یک سازمان ستیزه جو تشویق می کرد.»

عبدالله جایی در افغانستان یا در نواحی قبیله نشین فدرال مرد و خانواده او اکنون هزینه اش را می پردازند.

شاه گفت: «طالبان در ماه ژانویه به ما اطلاع دادند که عبدالله مرده است ... و اکنون آنها بچه هایش را مورد حمایت قرار می دهند. سه مرد ریشو پس از نیمه شب در خانه ما را زدند تا خبر مرگ پسرم را به ما بدهند. آنها 20,000 روپیه (213 دلار) به من دادند و وعده دادند که بچه هایش هر ماه 5,000 روپیه (53 دلار) دریافت کنند، اما ما آن پول وعده داده شده را ... دریافت نکردیم و آن مردان را هم دیگر ندیدیم.»

آسیای میانه آنلاین از طریق مصاحبه ها با خانواده ها دریافته است که خانواده های تروریست هایی که در جنگ یا در حملات انتحاری کشته شده اند، از نان آورشان محروم و اغلب بی پول می شوند و مجبور می گردند تا با کمک خیریه و الطاف همسایگان زندگی کنند.

بطور مثال، فیض الله گفت که درآمدش به سختی می تواند خانواده اش را تامین کند و بار مراقبت از سه نوه اش (با سنین 6، 5، 4) او را داغان کرده است.

او گفت: «اکنون ما برای بزرگ کردن نوه های یتیمم، چشم به ثروتمندان روستا داریم که صدقه و زکات به ما دهند.»

خیانت گروه طالبان

فیض الله گفت که او احساس می کند طالبان به آنها خیانت کرده اند. او گفت: «آنها به وعده حمایت مالی خود از بیوه و بچه های پسرم عمل نکردند.»

ناحیه چارسده در مجاورت اینجا هم خانه ستیزه جویان بسیاری است که با خشونت کشته شده اند و خانواده هایشان را برای بقا به گدایی واداشته اند.

مرد نابینایی به نام محمد یوسف هنوز ستیزه جویان طالبان را برای فریفتن تنها پسرش و کشیدن او به سمت ستیزه جویی و مفلس باقی گذاشتن خانواده اش لعنت می کند.

یوسف، از ساکنان شبقدر تحصیل در چارسده، گفت: «در سال 2009 بود که افراد ناشناسی در یک رستوران موقتی در جاده پیشاور-چارسده ملاقات کردند و او را دعوت کردند که همراهشان به کشمیر برود. پسرم به من گفت که او پس از مبارزه در کشمیر ثروتمند می شود، اما من به او اجازه ندادم، زیرا درآمد او خانواده چهارنفره ما را تامین می کرد و من نمی خواستم او را از دست بدهم.»

پسرش، محمد رفیق، پس از 10 روز ناپدید شد و یک ماه بعد خبر مرگ رفیق آمد. یوسف با چشمان اشکبار گفت: «از آن زمان، ما مثل حیوانات زندگی می کنیم.»

یوسف گفت که بار مراقبت از همسر دیابتی و برادر معلول ذهنی 17 ساله رفیق بر دوش او مانده است، در حالی که هیچ ابزاری برای حمایت از آنها ندارد.

وی به آسیای میانه آنلاین گفت: «ما از پولی که بستگان دریافت می کنیم، غذا می خوریم. سایر مردم به ما صدقه نمی دهند، زیرا آنها فکر می کنند که پول دادن به ما به معنای حمایت از یک خانواده تروریست است.»

تروریست ها کمبود پول دارند

احمد وزیر، یک افسر شاخه ویژه خیبر پختون خوا، گفت که ماموران تحقیق اغلب متوجه می شوند که خانواده های ستیزه جویان کشته شده، پس از مرگ پسرانشان متحمل رنج زیادی می شوند.

احمد گفت که یک دلیل این گرایش می تواند عملیات سرسختانه بین المللی علیه تامین مالی تروریسم باشد. پیش از سال 2008، تروریستها از خانواده های همقطاران کشته شده خود حمایت می کردند، اما تحریک طالبان پاکستان تحت الشعاع این عملیات، از کمبود سرمایه رنج می برد.

او گفت که هر چند تحریک طالبان پاکستان به کسب درآمد از طریق آدم ربایی برای باجگیری، زورگیری از ثروتمندان و سرقت بانک ها روی آورده است، جریان پول نقد برای ستیزه جویان به منظور حمایت از خانواده های بازماندگانشان نظیر آنچه قبلا انجام می دادند، کافی نیست.

او برای نشان دادن این گرایش، مثال هایی مقایسه ای آورد.

احمد با اشاره به روشی که ستیزه جویان سابقا برای انجام کارهایشان به کار می بردند، گفت: «من در مورد پرونده ای در تانک تحقیق می کردم که در آن به خانواده یک ستیزه جوی کشته شده 5 میلیون روپیه (53,000 دلار) داده شده بود.»

او سپس وضعیت بختیار علی، یک کفاش اهل بنر، را توصیف کرد که در سال 2007 به ستیزه جویان در ناحیه سوات پیوست، اما در سال 2008 توسط نیروهای پاکستانی کشته شد. احمد گفت که مادر بختیار زمانی که پسرش او را تامین می کرد، زندگی شایسته ای داشت اما اکنون به گدایی افتاده است.

بنا بر گفته های احمد، مادر بختیار به ماموران تحقیق گفته است: «من مکررا پیوستن او به ستیزه جویان را قدغن کرده بودم، اما او به من گفت که در سوات کار می کند. مردم به من می گفتند که پسرم به طالبان پیوسته است، اما من باور نمی کردم و پسرم را از دست دادم.»

او همچنین به دو برادر اهل ناحیه بانو اشاره کرد که بنا بر گزارش ها در طی عملیات نظامی در منطقه اوراکزی کشته شدند. احمد گفت: «اکنون والدین و سه خواهر آنها برای کسب دو وعده غذا در روز گدایی می کنند.»

نظر شما درباره این مقاله چیست؟ (کل آرا: 26)

پسندیده(ها)، 7 نپسندیده(ها)

دیدگاه خود را بفرستید ( شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها )

نشانۀ * بیانگر گزینه ای است که پاسخ دادن به آن ضروری است

دیدگاه های خوانندگان

  • من فکر می کنم دلیل اصلی استخدام نوجوانان توسط گروه های تروریستی فقر شدید، بیکاری، جمعیت زیاد و بیسوادی است. سیاست گذاران یا طبقه حاکم مسئول کامل این رویدادها هستند، اما تروریسم با گذر زمان به دلیل حاکمیت بد، فساد، تورم بالا و سیاست های نادرست داخلی و خارجی سیاست گذاران افزایش خواهد یافت. در سال 2009 یک ژنرال ارتش گفت: «که نزدیک به 15,000 ستیزه جو داخل سوات به نبرد با نیروهای مسلح دست دارند و در دیگر فعالیت های تروریستی در این دره دخیل هستند.» اغلب آن تروریست ها توسط گروههای ستیزه جو با حقوق 15,000 تا 30,000 روپیه پاکستانی در ماه استخدام شده بودند، این گروه های ستیزه جو اغلب توسط افراد محلی تامین مالی می شدند و حزب حاکم آن روزها در استان خیبر پختونخوا پاکستان از آنها حمایت می کرد و رحمان مالک وزیر داخله دقیقا در حمایت از ستیزه جویی در پاکستان حمایت می کرد، پاکستان از نظر اقتصادی یک کشور ناموفق است و قادر به ادامه حیات بیشتر از 3 تا 4 سال نیست، پاکستان برای بقا نیازمند تغییر اساسی برای ممنوع کردن گروه های افراطی در داخل پاکستان و استفاده از تمامی منابعش است و دفعه بعد باید ملت عمران خان را انتخاب کنند من فکر می کنم او واقعا همه چیز را به طور موثر تغییر خواهد داد.

    June 29, 2012 @ 12:06:27PM MUHAMMAD AKMAL
  • با سپاس.

    June 27, 2012 @ 04:06:44PM adilsunny
  • آقا یا خانم من نمی دانم که شما چه کسی هستید! اما وقتی می بینم که چطور شما «طرفدار پاکستان» مشکلات مردم عادی را در یوتیوب قرار می دهید، واقعا قابل تقدیر است، من امیدوارم روزی تعداد زیادی از طرفداران پاکستان مانند شما نشانه تغییر مثبت و انقلاب برای آینده روشن و امن نسل آینده در پاکستان باشند؛ چون اثبات شده است و نشان داده شده است که اغلب پرسنل رسانه های چاپی و الکترونیکی فقط برای پول کار می کنند و صداقت و توانمندی آنها فقط برای صاحبانشان است.

    June 23, 2012 @ 07:06:21PM razakhan